به یاد قلیدرویش کهنترین خاستگاه شهر قم (۵)
در ضلع جنوب شرقی محوطه، در رأس تپه موسوم به قلیدرویش الف که مرتفعترین بخش محوطه است، یک دژ نظامی عصر آهن وجود داشته که حدود سالهای 81 ـ 1980 م. بر جای مانده بود. متاسفانه در سالهای 1380 تا 1382 که شدت تخریبها و تسطیح محوطه قلیدرویش، این سایت را به مرز انهدام کشید، از دژ مزبور چیزی بر جای نماند و در کاوشهای فصل نخست فقط بخشی از یکی از پایههای برج مدور این دژ همراه با تعداد زیادی بالغ بر یکصد عدد فلاخن گلی و سرپیکانهای برنزی مورد شناسایی قرار گرفته است.
همچنین در کاوشهای فصل دوم و سوم بخشی از یک سکو (صفه) خشتی در تپه قلیدرویش (ج) کاوش و شناسایی شد متاسفانه هر 4 ضلع سکوی مزبور به دلیل تخریبهای انجام شده بهخصوص احداث جاده، بریده و قطع شده بود و به همین دلیل از ابعاد و اندازه دقیق سکوی خشتی عصر آهن قلیدرویش اطلاع
دقیقی در دست نیست. آنچه از بقایای سکو کاوش شد. مساحتی حدود 300 متر مربع با ارتفاعی حدود 3 متر را تشکیل میدهد. لیکن با اتکا به بررسیها و مطالعات کلایس که پیش از تخریبهای وسیع قلیدرویش انجام شده بود ارتفاع این بخش از محوطه در محل سکوی خشتی در ضلع غربی محوطه حداقل 10 متر عنوان شده، لذا میتوان حدس زد که سکوی خشتی قلی درویش در واقع یک سازه بزرگ خشتی بوده است و با تکیه بر مدارک به دست آمده بر فراز آن احتمالا یک بنای معظم با کاربردی خاص (احتمالاً اجتماعی ـ حکومتی) وجود داشته که امروزه به دلیل تسطیح محوطه و سکوی خشتی اثری از آن در دست نیست.
لیکن وجود تعدادی آجرهای منقوش با نقوش هندسی ـ حیوانی مهر زده (قالب زده) و قطعات آجرهای تزئینی که از کاوشهای این بخشی از محوطه به دست آمد میتوان فرضیه وجود بناهای مزبور با کاربری خاص اجتماعی ـ حکومتی را بر روی سکوی خشتی قوت بخشید.
پنج. واحدهای معرف تخصصهای صنعتی (فلزگری؛ سفالگری)
با اتکا به مدارک به دست آمده از 4 فصل کاوشهای قلیدرویش به نظر میرسد در جامعه عصر آهن این محوطه علاوه بر وجود صنایع حرفهای تمام وقت و تخصصی تولیدات صنعتی خانگی نیز معمول بوده است. مسلماً سطح محدود کاوشها آنگونه که باید و شاید تصویر روشنی از پلان کلی و موقعیت فضاهای صنعتی نسبت به واحدهای مسکونی به دست نداده است. آنچه که تا کنون از رهآورد کاوشهای انجام شده میتوان دریافت که حداقل در مرحله استقراری 2 II تپه قلیدرویش ب و همچنین در مرکز محوطه مجموعه فضاهای به دست آمده تماماً مرتبط به فعالیتهای صنعتی فلزکاری و سفالگری بودهاند.
همچنین از معماری مرحله I V در پله چهارم برش لایهنگاری پلهای در تپه قلیدرویش الف، بقایای یک کوره کوچک فلزگری در ضلع شمال شرقی یکی از فضاهای معماری به دست آمد که بر اثر تخریبهای ناشی از تیغه بلدوزر آسیب زیادی دیده بود. بقایای موجود شامل یک سازه نعل اسبی شکل چینهای که بر اثر حرارت مداوم آجری و قرمز رنگ شده بود. همراه با سربارههای فلزی، قطعات بوتههای سفالی ذوب فلز به دست آمد.
با توجه به مطالعات انجام شده و مدارک موجود این نوع کورههای کوچک نعل اسبی شکل مختص تولیدات صنعتی خانگی بودهاند. کارکرد آن شبیه کورههای سنتی امروزی ویژه حرارت و شکل دادن فلز و ذوب قطعات کوچک سنگ فلز جهت تولید ابزار و وسایل کوچک و محدود بوده است. کوره به دست آمده از نظر شکل و ساختمان از چند بخش شامل دریچه آتشخور، مجرای دم متصل به آتشدان کوچک، آتشدان و توپی تنظیم میزان حرارت اکسیژن وارد شده به آتشدان بود. از معماری مرحله II تپة قلی درویش ب، بقایای یک کوره سفال پزی در یک فضای باز به دست آمد. مرحله I و II جدیدترین لایه سطحی تپه بود و به همین دلیل بر اثر تخریب و تسطیح بلدوزر به شدت آسیب دیده بود. بقایای یک سازه مدور چینهای که به احتمال زیاد آتشدان کوره بود و دیوارهای آن بر اثر شدت حرارت آجری شده بودند مملو از قطعات سفالهای پخته و همچنین قطعات سفالهای خام و پخته نشده احتمال کاربری این سازه را به عنوان کوره سفالگری مطرح میکرد. در مجموع با توجه به شواهد و مدارک باستانشناختی به نظر میرسد جامعه عصر آهن قلیدرویش معرف جامعهای با ساختارهای مشخص و تثبیت شده اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مذهبی است.
جامعهای که مسلما در آن سلسله مراتب و طبقات اجتماعی و مالکیتهای خصوصی، صنایع تخصصی و حرفهای تمام وقت حضور و فعالیت داشته است سطح وسیع ارتباطات فرهنگی ـ بازرگانی جامع عصر آهن قلیدرویش با محوطههای همزمان در حاشیه کویر مرکزی، غرب مرکزی، شمال شرقی و شمال غربی ایران، حضور نهادها و سازمانهایی که روابط اجتماعی و اقتصادی جامعه را با اتکا به مدیریت توام با ضمانت اجرایی اداره میکردند الزامی مینماید
(منبع: کتاب قم نگینی در دل کویر، حسین صادقی، ص ۱۲۰ - ۱۲۸)